close
دانلود آهنگ جدید
چگونه باید رفتار کنم که دین و اسلام ازنظرشان بدجلوه داده نشود؟
  •  سرویس آشپزخانه 5 تکه ناوالس کد SRV5-4

    سرویس آشپزخانه 5 تکه ناوالس کد SRV5-4

  • سرویس آشپزخانه 13 تکه واته مدل پاپیون

    سرویس آشپزخانه 13 تکه واته مدل پاپیون

  • سشوار پلازا مدل 9212

    سشوار پلازا مدل 9212

  •  گوشی موبایل نوکیا مدل 1 دو سیم کارت

    گوشی موبایل نوکیا مدل 1 دو سیم کارت

  • تحقیق درباره جرایم علیه اموال و مالکیت

    تحقیق درباره جرایم علیه اموال و مالکیت

  • گوشی مناسب افراد سالخورده

    گوشی مناسب افراد سالخورده

  • ارزان ترین گوشی تلفن همراه ساده

    ارزان ترین گوشی تلفن همراه ساده

  • لامپ ال ای دی 18 وات پارسه شید کد 001 پایه E27

    لامپ ال ای دی 18 وات پارسه شید کد 001 پایه E27

  •  فلش مموری ایکس-انرژی مدل USB2.0 Gold ظرفیت 32 گیگابایت

    فلش مموری ایکس-انرژی مدل USB2.0 Gold ظرفیت 32 گیگابایت

  •  مبدل USB به USB-C مدل OTG PLUS USB

    مبدل USB به USB-C مدل OTG PLUS USB

چگونه باید رفتار کنم که دین و اسلام ازنظرشان بدجلوه داده نشود؟
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 24 بهمن 1397
  • بازدید : 295 مشاهده

همراه شما هستیم از وبسایت کافان 98 با بخش شبهات و شایعات با بررسی چگونه باید رفتار کنم که دین و اسلام ازنظرشان بدجلوه داده نشود؟

 

نوجوان دهه هشتادی هستم؛ چگونه باید درمیان همکلاسی‌هایم که واقعا شهوت برآنان غلبه کرده است وبه راحتی گناه می‌کنند، رفتار کنم که خدایی نکرده توسط من، دین و اسلام ازنظرشان بدجلوه داده نشود؟ (یازدهم ادبیات و علوم انسانی / اصفهان، مهاباد)


پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه): خوب است که نگرانید مواضع و عملکرد شما به عنوان یک مسلمان، ضدتبلیغی برای اسلام نباشد، اما در ضمن باید دقت شود که مهم مقبولیت در نزد پروردگار عالم و بالتبع رسول الله و اهل عصمت علیهم السلام که «شاهد» ما هستند می‌باشد، نه مقبولیت نزد دیگران، آن هم اگر اهل غفلت و گناه باشند! ممکن است کسی از اسلام و هیچ جلوه‌ای از اسلام خوشش نیاید! ما که نباید خوشایند او را ملاک قرار دهیم. خداوند متعال می‌فرماید: برخی هر گاه نامی از خدا و وحدانیت او به میان می‌آید، حالشان به هم می‌خورد؛ اما اگر بحث عوض شود و سخن از محبوب‌های آنها به میان آید، خوشحال و بشاش می‌شوند:

«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» (الزّمر، 45)

ترجمه: و چون خدا به تنهايى (به وحدت، به إله نبودن هیچ چیزی جز او) ياد شود، دل‌هاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، منزجر [متنفر و بیزار] مى‌گردد و چون كسانى غير از او ياد شوند، بناگاه آنان شادمانى مى‌كنند.

به چند نکته توجه فرمایید:

الف –چه در این سن و چه در سنین بالاتر و حتی سالخوردگی، سعی نمایید که توجه اولیه شما، به خودسازی باشد؛ به کسب کمالات [علم، حکمت، معرفت، اخلاق، تقوا] و گذر از نقص‌ها و کاستی‌های خودتان باشد و کاری با دیگران نداشته باشید که آیا عقلانیت بر آنها حاکم است، یا شهوت بر آنان غلبه نموده است؟

ب – همیشه و در هر زمان، مکان و موقعیتی، سعی نمایید که عبادت و اطاعت شما از خداوند متعال، خالصانه برای خودش باشد، نه برای جلوه نزد دیگران. هر گاه کسی خالص بود، دیگران با دیده‌ی نیکو و محترم به او می‌نگرند، حال خواه از او چیزی بیاموزند و همراهی داشته باشند، خواه از او دروی گزینند و یا حتی مخالف باشند. مؤمن، آینه‌ی تجلی نور خداست و نور خدا روشن می‌کند، چه بخواهند و چه نخواهند.

ج – تمامی همکلاسی‌های شما در دبیرستان و سپس در دانشگاه، انسان‌هایی هستند که بیشتر آنان مسلمان نیز هستند، اگر چه ناآگاه و اسیر هیجاناتی شده باشند که به ویژه در این سنین، شدت دارد.

بنابراین، دوستی برای خدا [که بالتبع به اندازه خواهد بود]، خوش اخلاقی، شادابی و نشاط، دلسوزی در پاسخ سؤال، مشورت و راهنمایی، آن هم با سخنان حکیمانه و لحن مهربانانه، جاذب است. اگر چه نپذیرند.

د – در مقام دعوت، روشنگری، ارشاد، ذکر (تذکر = یادآوری) و ...، خداوند متعال می‌فرماید: اولاً به خدا دعوت کنید (نه به خودتان یا ...) - ثانیاً این دعوت مبتنی بر حکمت باشد که حتماً مقبول عقل واقع می‌شود [اگر چه در عمل عقلانیت به خرج ندهند] – ثالثاً اگر بحثی در گرفت و حتی به جدال کشیده شد، جدال شما به بهترین شیوه باشد، یعنی مبتنی بر عقل، استدلال، اخلاق و صبر (تحمل و استقامت) باشد – رابعاً دنبال نتیجه نباشید؛ انتظار نداشته باشید که حتماً همگان تأیید کنند، قبول کنند و متغیر گردند!

دقت نمایید که به فرموده‌ی امام خمینی رحمة الله علیه، «ما مأمور به تکلیف هستیم، نه به نتیجه»! مگر همگان دعوت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را که اسوه‌ی حسنه در علم، حکمت، اخلاق و سایر کمالات بودند پذیرفتند که دعوت دیگران را بپذیرند. پس هدایت کار خداست، نه کار ما؛ و او آگاه است که کدام بنده‌اش هدایت شدن را دوست دارد و قابلیت هدایت را در خود از بین نبرده است:

«ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (النّحل، 125)

ترجمه: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.

ھ – در کار خوب، خواه تحصیل علم باشد، یا ورزش و تفریح سالم، همراهی کنید - با نشاط باشید – مشارکت و تعاون داشته باشید – خودتان آغاز کنید و به همراهی بخوانید؛ و در مواضع یا کار نادرست، نه در گناه همراهی کنید - نه گناه را به خاطر جذب آنها، با رفتار، سخن و حتی یک لبخند، تأیید نمایید. نه پرخاشگر باشید – و نه منزوی! و همیشه تقوای الهی را پیشه نمایید، چنان که فرمود:

«... وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ ...» (المائده، 2)

ترجمه: و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد ... .

●- و خلاصه آن که متوجه خود و خدای خود باشید - هدف رشد و قرب الهی باشد - در تحصیل علم از یک سو، و خودسازی [که به رعایت احکام و عبادت خالصانه حاصل می‌گردد] بکوشید.

●- البته تعامل با دیگران [آداب معاشرت]، ضمن بصیرت و تخصص، "هنر" هم می‌خواهد. تبلیغ و دعوت، به غیر از علم و عمل به آن چه دعوت می‌کنیم، ظرافت و نازک بینی هم می‌خواهد.

می‌گویند: «طلبه‌ای به شدت بیمار و بستری شد، دوستان طلبه‌اش به دیدارش (عیادتش) رفتند و یکی از آنها به جای روحیه دادن، امیدافزایی و نشاط، برایش آیه‌ی «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ – هر جانی، مرگ را می‌چشد» را خواند! خب، این دیگر اوج نادانی و کج سلیقگی است.

خاطره:

دوستی می‌گفت: در دوران گذشته (رژیم پهلوی)، شرایط و محیطی بسیار بدی داشتیم و تمامی همکلاسی‌ها، مبتلا به فساد جنسی بودند. من و چند نفر از دوستانم، قرار گذاشتیم که تا حد ممکن، در ارشاد این همکلاسی‌ها بکوشیم.

پس از مدتی، دوستان گفتند: «چرا بچه‌ها با تو دوست می‌شوند، پای حرفت می‌نشینند، به جای مراکز فساد، با تو به زبارت (امامزاده صالح علیه السلام) می‌آیند ...، اما از ما دوری می‌گزینند؟!

پاسخ داد: اولاً من از آنها بدم نمی‌آید، دوست‌شان دارم، پس دلم می‌سوزد – ثانیاً با آنها به گردش و تفریح و ورزش سالم می‌روم – ثالثاً به مشکل و ناهنجاری‌اش توجه دارم. او گرفتار شهوتش شده، شما به او اثبات وجود خدا می‌کنید! مگر او در وجود خدا شک و تردید دارد؟! خیر، بلکه گرفتار شده و در باتلاقی فرو رفته، و شما باید اولاً به او بفهمانید که در باتلاق است و نه در گلستان و ثانیاً کمک کنید تا از آن باتلاق رهایی یابد. در چنین حالتی است که حرف از خدا، یاد خدا، محبت و مهربانی و بخشش خدا، یاری و نصرت خدا در نجات و رشد و کمال، عشق به تقوای الهی و تقرب، یاد معاد و لقاء الله و ...، تأثیر می‌گذارد. نه این که او درگیر شهوتش باشد و شما برایش از برهان علیت، برهان نظم و ... بگویید.


مشارکت و هم‌افزایی(سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

پرسش:

چگونه رفتار نمایم که اسلام، به خاطر من، در نظر همکلاسی‌هایم، که واقعاً شهوت بر آنان غلبه کرده و به راحتی گناه می‌کنند، بد جلوه نکند؟!

پاسخ:

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9526.html