•  سرویس آشپزخانه 5 تکه ناوالس کد SRV5-4

    سرویس آشپزخانه 5 تکه ناوالس کد SRV5-4

  • سرویس آشپزخانه 13 تکه واته مدل پاپیون

    سرویس آشپزخانه 13 تکه واته مدل پاپیون

  • سشوار پلازا مدل 9212

    سشوار پلازا مدل 9212

  •  گوشی موبایل نوکیا مدل 1 دو سیم کارت

    گوشی موبایل نوکیا مدل 1 دو سیم کارت

  • تحقیق درباره جرایم علیه اموال و مالکیت

    تحقیق درباره جرایم علیه اموال و مالکیت

  • گوشی مناسب افراد سالخورده

    گوشی مناسب افراد سالخورده

  • ارزان ترین گوشی تلفن همراه ساده

    ارزان ترین گوشی تلفن همراه ساده

  • لامپ ال ای دی 18 وات پارسه شید کد 001 پایه E27

    لامپ ال ای دی 18 وات پارسه شید کد 001 پایه E27

  •  فلش مموری ایکس-انرژی مدل USB2.0 Gold ظرفیت 32 گیگابایت

    فلش مموری ایکس-انرژی مدل USB2.0 Gold ظرفیت 32 گیگابایت

  •  مبدل USB به USB-C مدل OTG PLUS USB

    مبدل USB به USB-C مدل OTG PLUS USB

تجربه های تلخ از رفتن به سمت حوزه علوم غریبه
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 17 تير 1398
  • بازدید : 170 مشاهده

همراه شما هستیم از مجله تفریحی کافان 98 گروه دین و مذهب و بخش علوم غریبه این قسمت تجربه های تلخ از رفتن به سمت حوزه علوم غریبه

 

تجربه های تلخ از رفتن به سمت حوزه علوم غریبه 😱💀👻👥

 

در اینجا برای شما نظرات و تجربیاتی که دوستان در رابطه با حوزه علوم غریبه و قسمت های مختلف دارند برای شما به اشتراک می زاریم و البته خوب شما هم می تونین نظراتتون رو در انتهای همین بخش برای ما ارسال کنید و توجه کنین این نظرات شامل کاربرانی که بهشون مشاوره داده شده و نمونه های واقعی و هم چنین نظرات دوستان در سایر سایت ها بوده که اینجا برای شما به صورت یکجا گرد اوری کردیم

 

 

 

 

 

😱💀👻👥

 

 

 

👥 ماجرا اول : گرفتن مچ دروغگو ؛احضار و گفت‌وگو با روح امام خمینی(ره)!

 یکی از افرادی که در این موضوع برای خودش قطبی شده بود و بعد‌ها حکومت مقابل آن ایستاد، روزی در مسجد الجواد با او صحبت کردم و مشت او را در مقابل مریدانش باز کردم. ماجرا از آن قرار بود که خودم را به‌جای یکی از مریدانش جا زدم و از ایشان خواستم تا من را به روح امام خمینی (ره)، برای ارائه پرسشی متصل کند. بعد از چند دقیقه او به من گفت که متصل شد‌ه‌ای و هر سوالی داری بپرس؛ من هم سوال کردم که به امام بفرمایید کتاب اربعین حدیثی که جلد اولش چاپ شده، اما جلد دوم آن بر اساس فرموده خودتان، ساواک برده است، در حال حاضر کجاست تا ما برای نشر آن اقدام کنیم؟ ایشان بعد از کمی تامل به من گفتند که امام می‌گویند این کتاب را یک تاجر کتاب انگلیسی از کشور خارج کرده است و در حال حاضر در لندن است و فعلا اجازه ندارم آدرس آن را بدهم؛ بعدا آدرس را اعلام می‌کنم. همان‌جا من به ایشان گفتم که دروغ نگویید، چراکه این کتاب یک جلد بیشتر ندارد و در خصوص کتاب دیگری است که امام (ره)، فرمود ساواک نسخه دوم آن را برده است و امام اسمی هم از این کتاب نبرده است. اربعین حدیث را امام خمینی در سال ۱۳۲۸ نوشت و آن‌زمان ساواکی وجود نداشت و کتاب ایشان هم چاپ شده و در اختیار مردم است؛ زمانی‌که به‌ایشان گفتم دروغ می‌گویید، شروع به موضع گرفتن کردند و من به آن‌ها گفتم که بروید و تحقیق کنید که ماجرا دقیقا چیست تا آگاه شوید. بعدا ایشان آمدند و به من گفتند که ما تا جای خاصی می‌توانیم در این حوزه پیش برویم و تا حدی می‌توانیم ذهن‌خوانی کنیم. خودشان می‌گفتند که گاهی فردی برای زیاد شدن رزق و روزی طلسمی را از ما درخواست می‌کرد که بر اثر القا و تغییر نگاه و هرچیز دیگری کسب ایشان رونق می‌گرفت، اما بعد از مدتی دوباره رونقشان کم می‌شد و مجددا به سراغ ما می‌آمدند و ما به آن‌ها می‌گفتیم که اثر طلسم از بین رفته و باید مجددا نوشته شود.
 

👥 ماجرا دوم : اعتبار ، این دعانویس ها رو وقتی فهمیدیم که یک بار رفته بودیم خونه یکی از اشناها دعانویسی میکرد طرف ، براش مشتری اومد رفته بود بالای سرش الکی میچرخید و براش یه دعایی نوشت ، وقتی طرف ها رفتن ، بعدش اومد نشست به مسخره کردن اینایی که اومدن ، و می گفت براش یه چیز الکی نوشتم و الکی دورش چرخیدم و ازش کلی پول  گرفتم و خوب من با خودم می گفتم واقعا چقدر کلاهبرداری راحت شده .
 
 
👥 ماجرا سوم :

👥 ماجرا چهارم :