close
چت روم
Code Center
سیزده بدر به سبک طنز
یکشنبه 06 اسفند 1396
تبلیغات
مطالب پیشنهادی از سراسر وب

اموزش کسب درامد اینترنتی


چگونه ماهانه از سایت خود ده ها میلیون درامد داشته باشیم


معرفی سایت های کسب درامد اینرنتی


راز و رمز کسب درامد ده میلیونی از اینترنت


اموزش کسب درامد از طریق تلگرام


ایده های جالبی که صاحبانش را میلیونر کرد


مطالعه ارشیو کامل مطالب کسب درامد اینترنتی کلیک کنید


...


اموزش خانواده و ازدواج


بررسی کمک به شوهر در خریدن جهیزیه


شرط  های ازدواج که نباید فرامشو کرد


ملاک های انتخاب همسر از دیدگاه اسلام


همراهی شوهر در شراط مختلف


ارشیو کامل مطالب ازدواج کلیک کنید


...


وبسایت مبارزه به خرافه گری در حوزه علوم غریبه



مجموعه پرسش و پاسخ های حوزه علوم غریبه


ارسال سوال در زمینه علوم غریبه و سحر و جادو


نظر اسلام در مورد طالع بینی و سحر و جادو


ارشیو کامل مطالب مبارزه با خرافه گری کلیک کنید



وبسایت  علوم غریبه و دعا و مناجات



قویترین طلسم مهر و محبت


دعا ازدواج با شخص خاص


ایات قران در مورد افزایش رزق و روزی


ارشیو کامل مطالب علوم غریبه و دعاهای گره گشا  کلیک کنید


اموزش رانندگی


دو عامل مهم در تصادف های رانندگی


اموزش حرکت لاک پشتی در رانندگی


200 سوال پر تکرار ایین نامه رانندگی


توصیه هیا راهگشا برای قبولی در ازمون عملی رانندگی


نکات طلایی برای قبولی در ازمون ایین نامه رانندگی


مطالعه ارشیو کامل مطالب اموزش رانندگی

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
اس ام اس و تکس
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
انشای سیزده بدر به سبک طنز
  • تعداد بازدید : 93
  • انشای سیزده بدر به سبک طنز

     

    انشای سیزده بدر به سبک طنز#

     

     

    به نام خدا سیزده فروردین را چگونه گذارندین خب باعرض سلام  خب سیزدم

    فروردین طبق اداب و رسوم همه مردم ایران میرن طبیعت تا لذت ببرن ولی مال

    ما یکم متفاوت بود صبح بیدارشدیم وسایلو جمع کردیم تا باخانواده ی دایی اینا بریم

    طبیعت اقا همه چیز مرتب شیک رفتیم تو راه دیدیم یکی پیرهنشو اتیش داده هی میچرخونه

    رفتیم جلو دیدیم عه دهقان فدا کاره گفتیم چی شده گفت نرین شلوغه جا پیدا نمیکنید گفتیم

    حالا چی کار کنیم تو همین حال بودیم که یکی داد زد هی بیاین اینجا انگار بهشته خلوت کنار

    اب سرسبز تازه حوریم داره اقا نفهمیدیم بابامون چطور پاشو گذاشت رو گاز که دادش کوچیکم از ماشین افتاد پایین ناگفته نباشد که ماشین ما نیسان بود هی به بابام میگم داداش داداش هیچی

    دیگه یک رایانه بگیر کم شد حالا از خاطره ی شیرن نگذریم اقا رسیدیم دیدم حوری که نیس

    هیچی عمه حوری اینا هم هستن یک بچه ی عمم که شیش سالشه قد همه ی ما چه عرض کنم

    حتی شما هم میخوره اقا گاومون زاید بابام عصبانی گفت کدوم ....گفت اینجا بهشته دیدم یکی

    امد جلو عه این که چوپونه دروغ گو بود خب غذا کم داشتیم بابام با یک نقشه ی حرفه ای

    فراریمون داد تو راه که میرفتیم به یک پول رسیدیم اونورپول یک جای بسیار زیبا بود گفتیم

    خب شد حالا یک سیزده ی خوب رو سپری میکنیم وسطای پل که بودیم دیدیم یکی دار

    به سمت ما میدوه کمی جلو امد دیدیم حسن فهمیده هس بابام گفت ماخودی هستیم

    حسین جان نیا عه باز داش میومد داییم گفت جان عمت نیا عه باز میومد من رفتم گفتم

    چه مرگته گفت ن انگار جواب نمیده عه پسرداییم شلوار امریکایی پاشه زود بهش گفتم

    دربیار زیرش شلوار کردی پاته هیچی دیگه دراورد زیرش شورتک پاش بود روش

    عکس پرچم عراق بود هیچی دیگه الانم ازو دنیا دارم مینوسم الان اجازه گرفتم بیام

    انشامو بخونم الهی مدادش بشکنه هرکی فک میکنه دوروغ میگم اقا تموم شد

    اجازه بدین بریم دیگ گدازه سرد نشه خخخخ

     

    ###