close
چت روم
سیزده بدر به سبک طنز
یکشنبه 03 تیر 1397
کتب باستان شناسی,کتب قدیمی,کتب دعا نویسی,کتب طبی,کتب دعا و سحر,جادو و جنبل,دعا و مناجات,هفت قدرت,شیخ بهایی,رایگان,دانلود,اسان و فوری,مجرب,کافان 98,تفریحی
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
اخرین خبر های فوق سیاسی توجه کنید
محصول ویژه ما

جارو برقی فندکی ماشین

کوچک,سبک,قابلیت حمل آسان

بدون نیاز به باطری و استفاده از جا فندکی ماشین

دارای مخزن تعویض دائمی

خودرو خود را براق و مانند روز اول زیبا کنید

بدون نیاز به کارواش

جارو فندکی ماشین ، جارو برقی خودرو یک وسیله فوق العاده کارآمد برای جمع آوری ریزه ها و زباله های ریز درون خودرو.

جارو فندکی ماشین دارای ابعاد کوچکی می باشد ، بسیار سبک است ، به راحتی در دست قرار می گیرد و دارای کیفیت ساخت بالایی است ، جارو فندکی ماشین زباله ها را در یک مخزن ذخیره می کند ، پس از پر شدن مخزن به آسانی می توانید آن را تخلیه نموده و دوباره درون دستگاه قرار دهید ، خرید پستی جارو فندکی ماشین به راحتی از طریق فروشگاه ما امکان پذیر است!

 

 

35000 تومان
پندانه

📌 #پندانه

🔸از خدا پرسیدم....

⁉️چرا بی حجابا قشنگ ترن؟

⁉️چرا پسرای دختر باز جذاب ترن؟

⁉️چرا آدمای عملی با حال ترن؟

⁉️چرا اونایی که خیانت میکنن ،دروغ میگن ، غیبت میکنن موفق ترند؟

⁉️چرا همیشه آدم بدا بهترن..

🔸 خدا گفت پیش من یا مردم؟

❄️ پيش خدا قشنگ باشيم # برگرفته از موسسه مصاف #

انشای سیزده بدر به سبک طنز
  • تعداد بازدید : 82
  • انشای سیزده بدر به سبک طنز

     

    انشای سیزده بدر به سبک طنز#

     

     

    به نام خدا سیزده فروردین را چگونه گذارندین خب باعرض سلام  خب سیزدم

    فروردین طبق اداب و رسوم همه مردم ایران میرن طبیعت تا لذت ببرن ولی مال

    ما یکم متفاوت بود صبح بیدارشدیم وسایلو جمع کردیم تا باخانواده ی دایی اینا بریم

    طبیعت اقا همه چیز مرتب شیک رفتیم تو راه دیدیم یکی پیرهنشو اتیش داده هی میچرخونه

    رفتیم جلو دیدیم عه دهقان فدا کاره گفتیم چی شده گفت نرین شلوغه جا پیدا نمیکنید گفتیم

    حالا چی کار کنیم تو همین حال بودیم که یکی داد زد هی بیاین اینجا انگار بهشته خلوت کنار

    اب سرسبز تازه حوریم داره اقا نفهمیدیم بابامون چطور پاشو گذاشت رو گاز که دادش کوچیکم از ماشین افتاد پایین ناگفته نباشد که ماشین ما نیسان بود هی به بابام میگم داداش داداش هیچی

    دیگه یک رایانه بگیر کم شد حالا از خاطره ی شیرن نگذریم اقا رسیدیم دیدم حوری که نیس

    هیچی عمه حوری اینا هم هستن یک بچه ی عمم که شیش سالشه قد همه ی ما چه عرض کنم

    حتی شما هم میخوره اقا گاومون زاید بابام عصبانی گفت کدوم ....گفت اینجا بهشته دیدم یکی

    امد جلو عه این که چوپونه دروغ گو بود خب غذا کم داشتیم بابام با یک نقشه ی حرفه ای

    فراریمون داد تو راه که میرفتیم به یک پول رسیدیم اونورپول یک جای بسیار زیبا بود گفتیم

    خب شد حالا یک سیزده ی خوب رو سپری میکنیم وسطای پل که بودیم دیدیم یکی دار

    به سمت ما میدوه کمی جلو امد دیدیم حسن فهمیده هس بابام گفت ماخودی هستیم

    حسین جان نیا عه باز داش میومد داییم گفت جان عمت نیا عه باز میومد من رفتم گفتم

    چه مرگته گفت ن انگار جواب نمیده عه پسرداییم شلوار امریکایی پاشه زود بهش گفتم

    دربیار زیرش شلوار کردی پاته هیچی دیگه دراورد زیرش شورتک پاش بود روش

    عکس پرچم عراق بود هیچی دیگه الانم ازو دنیا دارم مینوسم الان اجازه گرفتم بیام

    انشامو بخونم الهی مدادش بشکنه هرکی فک میکنه دوروغ میگم اقا تموم شد

    اجازه بدین بریم دیگ گدازه سرد نشه خخخخ

     

    ###